همین دیروز بود که در کوچه های کودکی باهم می دویدیم و آبنبات چوبی قرمز بزرگترین لذت دنیا بود به کام کوچکمان.چشمان عسلی تو پر از آرامش و چشمان سبز من لبریز از شیطنت.باهم قد کشیدیم و از کوی باطراوت کودکی قدم به شهر پر تنش بزرگسالی گذاشتیم.تو با من همقدم بودی و همیشه چند گام از من جلوتر.من در دنیای کودکی ماندم و تو دنیای بزرگسالی را با همه بدی هایش تجربه کردی.امروز من هنوز در کوچه های کودکی می دوم و آبنبات قرمز چوبی ام...اما تو امروز بزرگ شده ای...همسر شدی و بعد هم مادر شدی...فرزند تو عروسک کوچولوی دنیای من می شود.آبنباتم را با او قسمت خواهم کرد و فردا با او در کوچه های کودکی می دوم...اوین نازنینم مادر شدنت مبارک
salam taranom jan mesle hamishe 20 , movafagh bashi
salam avalan tabrik be monasebate madarshodane nazanin , va inke daram ye talashayi baraye afzayeshe bazdide sitet anjam midam , movafagh bashi
اسمش او ین نه نازنین.او ین یعنی عشق
سلام.
وبتون قشنگ شده.
پروانه ها رو ادامه بدین...
منم آپم.
بای بای...
بذار یه کم فکر کنم
قشنگ توصیف کرده بودی !
توی خلوت پر از همهمه ای م که صدایی به صدا نمیرسه !!اگه تونستی منم دعا کن !!آخه دست من به خدا نمیرسه ۱
خدا تو دستای ماست.دستاتو آروم باز کن تا ببینیش
به دوستتان تبریک میگم
ارزوی خوشبختی و مادر شدن برای خود شما نیز می نمایم
پیروز و پاینده باشید
قشنگ بود بیان حس کودکی تان
تشکر
حس خوبی بود
ایشالله خودتم مادر میشی
ووووووووووووووووووی!!!!!

و همچنین.خدا چنتا از همین دختر خوشگلای ملوسی که عکسشونو میذاری تو وبلاگت بهت بده